رفتن به مطلب
انجمن رمانسرا
به رمانسرا خوش آمدین برای دسترسی کامل و ارسال مطلب در انجمن ثبت نام کنید. ثبت نام اگر عضو هستید وارد شوید

Moaz17

  • نوشته‌
    15
  • دیدگاه
    24
  • مشاهده
    276

درباره این وبلاگ

توجه* تمامی متن های این وبلاگ دلنوشته های روزانه کاربر انجمن رمان سراست*

ناخودآگاه بود اومدنم به اینجا

و هنوز هم نمیدونم که چرا دارم این وبلاگو میسازم!

شاید برای نوشتن حرفای دلم و شاید برای چنگ انداختن به یه سرگرمی جدید برای فرار از تنهایی.

به هر حال امیدوارم که خوب پیش بره

 

نوشته‌های این وبلاگ

Moaz17

حسادت

حسادت یعنی اینکه

من احساس میکنم داداش کوچیکترم از من مهم تره

یعنی اعتماد به نفسمو از دست دادم

یعنی وقتی صمیمیت بابامو باهاش میبینم 

خرد میشم!

تو دلم با خودم میگم که کاش یه صدم از اون صمیمیت رو با بابام داشتم 

ولی حیف ...

ای کاش های زیادی توی دلم هست

این یکی هم روش!

گاهی با خودم میگم:

شاید خواسته ی زیادیه صمیمی شدن با بابام.

همین ...

درد و دلم همین بود ....

Moaz17

عقل و احساس

اگه به جایی برسی که

احساست خاموشی بزنه

و عقلت تازه به کار بیوفته...

یعنی باطری احساست رو به پایانه

یعنی چیزی ازش نمونده

و به زودی خاموش میشه!

باید از عقلت استفاده کنی

حداقل تا وقتی که کسی پیدا بشه که احساستو شارژ کنه

اگه پیدا بشه ...

23.jpg

Moaz17

موزیک

موزیک!

شاید ساده ترین روش آرووم شدنه

هرچند موقتی

اما همینم غنیمته!

همین که با گوش کردن آهنگ به خواب بری

اینکه از اطرافت بی خبر باشی

اینکه منبع رنج و دردتو نبینی

بزرگترین نعمته

پس:

موزیک

حالتو خوب میکنه!

16.jpg

Moaz17

غرور دخترانه

من...

ممکنه که به کسی علاقه مند باشم

اما اگه پای غرور م بیاد وسط ...

اگه منو نخواد ...

 اگه منو پس بزنه ...

بدون هیچ حرفی

ترکش میکنم!

طاقت خرد شدن غرورم رو ندارم!

طوری فراموشش میکنم

که انگار از اولم وجود نداشته!

 

10.jpg

Moaz17

میخندم

من...

توی هر شرایطی که باشم

میخندم

بد باشم

میخندم

خوشحال باشم

میخندم

افسرده باشم

میخندم

مسخره بشم

میخندم

نابودمو میخندم

حرفی نمیزنم تا حرفی زده نشه

من حرف نمیزنم و

مطمئنم دفعات بعد

ضربات قوی تری بهم زده میشه

و من باز هم میخندم

میخندم تا کسی ناراحت نشه

که اگه به زخماشون جواب بدم ...

چیزی جز یه لاشه ی پوسیده ازشون نمیمونه!

 

2.jpeg

Moaz17

آلیس!

اینجا دنیای انسان هاست

دیریست انسانیت مرده

دیریست  احساسات آدمی بازیچه میشوند

دیریست  قلب من ترک خورده

دیریست  همه ناراحتند

دلم میسوزد برای دنیایم

شاید اگر کمی صلح در دنیا بود...

اگر دنیای من مانند دنیای تو یه کلاهدار باوفا داشت

گرچه کم، اما تاثیر خودش را میگذاشت

به دنبال در های نجات نباش آلیس!

اینجا دنیای انسان هاست!

....

 

429709768_256123.jpg

Moaz17

اخلاق خاص

نمیدونم چرا اخلاقم اینجوریه ...

از بچگی همین بودم...

شاید ده، یازده سال تک فرزند بودن روم تاثیر گذاشته!

اینکه خیلی زود ناراحت میشم و یا خیلی زود بغض میکنم

اما نمیدونم چرا نمیزارم کسی بفهمه بغض کردم

حس شکست رو واقعا دوست ندارم

و از همه بیشتر، تحقیر

خط قرمزم همینه

دوست ندارم ارزش یه انسان با حرفام بیاد پایین

گرچه خیلیا تا به حال تحقیرم کردن

حالا چه خواسته، چه ناخواسته

من که برام عادی شده

اما نگرانم برای بچه هایی که وقتی به سن من میرسن

مبادا که ضربه ببینن

نمیدونم چه اتفاقی قراره بیفته در آینده

اما هر چی که هست، از آینده وحشت دارم

....

 

60.jpg

60.jpg

×