رفتن به مطلب
انجمن رمانسرا
به رمانسرا خوش آمدید برای دسترسی کامل و ارسال مطلب در انجمن ثبت نام کنید.مطالب به روز شده فقط برای کاربران قابل نمایش است. ثبت نام اگر عضو هستید وارد شوید
  • نوشته‌
    20
  • دیدگاه
    0
  • مشاهده
    255

فدای سرت

melika_zari

38 بازدید

نشَستم رو صَندلی به آرایشگَر گُفتم خانوم کوتاهه ‌کوتاه ..
گُفت خانوم موهات حِیفه ،
پوستِت سِفیده موهای قهوه‌ ایت میریزه رو شونَت خیلی بِهت میاد ..
زُل زدَم تو چِشماش گُفتم میخوام دیگه نبَندمش .. کوتاه ..
هر یه قیچی که میزَد و موهام میریخت رو زمین مثلِ یه کشیده بود رو صورَتم ..
فَدای سرت ..
یادته میگُفتی :
"پسرا دخترای مو بُلندُ بیشتر دوس دارن..."
ابروهاتُ مینداختی بالا با یه اخمِ قَشنگ میگُفتی :
" بُلند و لَخت .. "
لَختُ میکِشیدی و به موهام اشاره میکَردی ..
اینکه نیستی و دیگه اون اخمِ قشنگُ نِمیبینم ،
فدای سَرت ..
بعدِ تو دلم نمیخواد هیچ کَسی منُ دوست داشته باشه ..
بگذریم....
راستی مُدل موی جدیدم بهِم میاد ؟!
شُدم هَمونی که هیچ وقت دوست نداشتی ..
اینم فَدای سَرت ...??
 



0 دیدگاه


نظرهای پیشنهاد شده

هیچ دیدگاهی برای نمایش وجود دارد.

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×