رفتن به مطلب
انجمن رمانسرا
به رمانسرا خوش آمدین برای دسترسی کامل و ارسال مطلب در انجمن ثبت نام کنید. ثبت نام اگر عضو هستید وارد شوید

Zahra_GH

کاربر رسمی
  • تعداد ارسال ها

    53
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    1

آخرین بار برد Zahra_GH در 29 شهریور

Zahra_GH یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است!

اعتبار در سایت

111 کاربر محبوب

درباره Zahra_GH

  • درجه
    کاربر انجمن

Personal Information

  • حالت من
    گیج
  1. سوال دارید؟بپرسید

    سلام. کجا باید درخواست جلد بدم؟
  2. سوال دارید؟بپرسید

    سلام. چطور میشه برای پروفایلمون موزیک قرار بدیم؟!
  3. سلام خسته نباشید.

    من تازه واردم...

    پنج پست اول کارم رو باید برای شما بفرستم؟

    1. نمایش دیدگاه قبلی  بیشتر 5
    2. Zahra_GH

      Zahra_GH

      آهان... مشکلی نیست. ولی میشه از مطالبی که تایپ کردم، یه کپی اش رو داشته باشم؟!

       

    3. ونوس مرشدلو
    4. ونوس مرشدلو

      ونوس مرشدلو

      «هُوَ النآفِع»

      _خینه : "حنا" در زبان و فرهنگ خراسانی.

      تلفظ صحیح : Khi_ne

      |سلام.

      اول از همه بابت اطمینانتون به من، به اندازه ی یک "کلیک" و وارد شدن به این تاپیک، ممنونم.

      خینه اولین کار من در انجمن رمانسرا و به عبارتی دیگه، بهترین من تا اینجا بوده...

      البته اگر بشه اسمش رو "ّبهترین" گذاشت. به هر حال حقیقت با سلیقه ی ما تفاوت زیادی داره.

      خود من یه عاشقانه ی کلیشه و صورتی رو می پسندم! بدون هیچ درگیری ای... بدون هیچ اختلافی. یه زندگی کاملا روتین و دلنشین.

      اما حقیقت جامعه ی ما این نیست. حقیقت هیچ جامعه ای این نیست!

      حقیقت دنیای بی رحم، دختر کوچولوییِ که این روزها تیتر اخبار و رسانه ها، یا موضوع هشتگ هامون شده...

      نمی خوام از داستان غم انگیز "آتنا" بنویسم، نه! شخصیت های من فرسنگ ها با اون فاصله دارند. اما، برای یکبار هم که شده، کاش بشه به دنبال دردها  منشاش رو پیدا کنیم و دنبال راه حل باشیم.

      پس اگر دوست دارید حقیقت رو بشنوید، بخونید و یا حتی اشک بریزید خینه رو مطالعه کنید؛ خینه ای که لبریز از مشکلات و بلاهاییه که ما باید اون هارو بشناسیم. بلاهایی در چهارچوب یک زندگی واقعی...

      از اواخر خرداد ماه شروع به نوشتنش کردم و با توجه به دست کند و دقتی که روی هر کلمه و دیالوگ می ذارم، کارم دیربه دیر آپ میشه. اگر مشتاق هستید که خینه رو دنبال کنید و صبروحوصله ی کافی ندارید، اجازه بدید که کار کامل بشه و من شرمنده اتون نشم.

      ژانرش کاملا "اجتماعی"ـه. پس اگر دنبال ژانرهایی نظیر "عاشقانه"، "پلیسی"، "معمایی" و ... هستید، برای جلوگیری از اتلاف وقت، حتی یک پست از خینه رو هم نخونید.

      یه تشکر ویژه و حسابی، از الهه جان و "پ.زرین" (پریسا جان) که منِ بی تجربه رو راهنمایی و اشکالاتم رو اصلاح می کنند.|

      خلاصه :

      داستان، از اواسط عمر زندگیِ مشترک حنا و سامان آغاز می شود و روایتگر مشکلاتی لاینحل و کورشده ای است که آسیباتی فراوان به این خانواده ی کوچک وارد می کند. مشکلاتی که اطرافیان را نیز تحت الشعاع قرار می دهد.

      *خلاصه نویسی من افتضاحه... طوری که کل داستان لو میره! ازتون بابت این دو خطِ بی سروته عذرخواهی می کنم!*

×